Iran Roundtable

Be part of conversation

این مردم همیشه مقصر

   شهاب شایگان

                                                        

در علم روانشناسی تاکید بسیاری شده است که بکوشید فرزندان تان را بابت هرخطایی سرزنش و تحقیر نکنید. چرا که در اینصورت وقتی به بزرگسالی می رسند دچار تزلزل شخصیت می شوند و چه بسا حتی در اموری که ربطی به عمل و رفتار آنان ندارد خود را مقصر بدانند و احساس خجالت و ترس کنند. شاید هر یک از ما هم در طول زندگی خود با اینگونه افراد مواجه شده ایم که در پی بروز یک رخداد بلافاصله روی به دیگران می کنند و می پرسند: تقصیر من بود؟ این دسته از افراد آمادگی آن را دارند تا در صورت تایید طرف مقابل به سرعت حالت شرم و خجالت به خود بگیرند و حتی برای جبران کاری که در آن مقصر نبوده اند دست به هرکاری بزنند که طرف مقابل از خطای خیالی شان بگذرد. حال به موقعیت دیگری که بی ارتباط با این موضوع نیست می پردازیم. در مراکز نظامی اصطلاحی رواج دارد با این عنوان: تشویق برای یک نفر، تنبیه برای جمع. به عبارت ساده تر در مراکز نظامی که کنترل پرسنل بسیار حائز اهمیت است ، زیرکانه بخش عظیمی از مسئولیت کنترل فرد فرد سربازان از دوش فرماندهان بر گردن خود سربازان افتاده است. بدینگونه که وقتی کسی خطا می کند و تمام جمع تنبیه می شوند به تدریج همه سربازان مراقب رفتارهای دیگران هم هستند. چرا که می دانند ممکن است عوارض خطای یک همسنگر و همدوره گریبانگیر خودشان هم بشود. لذا بسیاری از آنان می کوشند در قاموس فرمانده و گاه سخت گیرانه تر از او نظاره گر جزیی ترین حرکات دیگر سربازان باشند. در یک نتیجه گیری ساده کنترل و بازدارندگی جمع به میان خودشان منتقل می شود. حال اگر بخواهیم این دو را با هم تلفیق کنیم جایی که سرباز الف خطایی کرده است و سرباز ب هم مانند دیگران تنبیه شده است از خود نمی پرسد که چرا من باید برای خطای دیگری تنبیه شوم ، بلکه به سراغ ساده ترین گزینه ممکن می رود که از قضا فرماندهان هم بر آن تاکید دارند. کنترل دیگران برای دور ماندن از عواقب ماجرا و احساس گناه از آنچه رخ داده است. احساس گناهی که به مرور در وجود افراد شکل می گیرد حتی اگر بابت خطای دیگران باشد چرا که او با خود می اندیشد که لابد کوتاهی و بی توجهی من در تذکر دادن و یا عدم اقدام به موقع در کنترل فلان شخص موجب بروز این اتفاق شده است. قابل ذکر است که در این مقاله قصد تخطئه این دست از رفتارهای نظامی نیست چرا که در محیط های رزم به هر شیوه ممکن باید میزان خطاها و عدم پیروی از دستورات را به هر نحو کاهش داد و این روش گویا کارآمد بوده که هنوز ماندگار است. اما وقتی بحث به میان جامعه و حکومت کشیده می شود دیگر نمی توان اینگونه رفتارها را مقبول دانست. با کمی تعمق می توان نمونه های جالبی از این نوع کنش و واکنش را میان حاکمان امروز ایران و مردم دید. بر اساس اعلام بسیاری از مراکز تحقیقاتی ایران و دیگر نقاط جهان که به تایید تمام کارشناسان خبره هم رسیده است ایران با بحران شدید کم آبی مواجه شده است. سوای استادان دلسوز همچون دکتر کردوانی و دکتر کهرم که در سالهای اخیر فریادهای دلسوزانه شان به جایی نرسیده است حتی افرادی از بدنه حاکمیت که ریشه های قوی در نظام جمهوری اسلامی دارند این موضوع را تایید کرده اند. عیسی کلانتری وزیر کشاورزی در کابینه هاشمی رفسنجانی و دبیر فعلی ستاد احیای دریاچه ارومیه یکی از این افراد است که اعلام کرد اگر میزان هدررفت آب در همین وضعیت فعلی باقی بماند تا سی سال دیگر ایران کشوری خواهد بود که امکان زیست در آن وجود نخواهد داشت. شاید بسیاری از خوانندگان این نوشتار همه این اخبار فوق الذکر را خوانده باشند اما اصل ماجرا از جایی شروع می شود که موضوع دلایل بروزاین وضعیت بغرنج برای مملکت ایران مطرح می شود. بسیاری از متخصصان محیط زیست و اکولوژی بر این باورند که ایران که از دیر باز کشوری خشک و کم آب بوده است با هوشمندی مردم اش از این وضعیت سخت اقلیمی در امان مانده است. برای نمونه هم اشاره به قنات های متعدد در جای جای ایران می کنند که یکی از دستاوردهای خارق العاده ایرانیان باستان بوده است. اما چه اتفاقی افتاد که ناگهان ما به چنان بحران مرگباری رسیدیم که به گفته یکی از مسئولان رده بالای نظام تا سی سال دیگر مهد یکی از تمدن های کهن قرار است به بیابانی غیرقابل سکونت تبدیل شود. ریشه های این اتفاق موضوعی نیست که در محافل عمومی و برای مردم عادی مطرح شود اما گهگاه مسئولین و کارشناسان بر آن صحه گذاشته اند و آن چیزی نیست مگر حفر چاه های عمیق در سطح وسیع در کشورکه به شکل بی رحمانه ای آبهای زیر زمین و این سرمایه گرانبهای چندین میلیون ساله را بیرون می کشد و البته در نهایت بی دقتی و بی توجهی هدر می دهد. فعالان محیط زیست برآورد کرده اند  در دولت هشت ساله احمدی نژاد به اندازه کل تعداد چاه هایی که از ابتدای تمدن در ایران زمین وجود داشته است ، چاه های جدید حفر شده است. (1) حالا در این مقال نمی گنجد که به تفصیل از تصمیمات رییس جمهوری که نظرش به رهبر جمهوری اسلامی از هرکسی نزدیک تر بود و برای آبادانی آن مملکت شعار می داد سخن به میان آریم اما همینکه او در سفر به فیروزکوه به کشاورزان گفته بود: "منطقه ممنوعه یعنی چه؟ این دکان وزارت نیرو است. بروید هرجا خواستید چاه حفر کنید" خود گویای عمق فاجعه و نقش مدیران رده بالای نظام اسلامی است. (2) با چنین اتفاقاتی و حفر نزدیک به 400 هزار چاه عمیق ممنوعه ، کشور از لحاظ ذخایر آب زیرزمینی به قهقرا رفت. سقوطی که باز هم به تاکید دلسوزان محیط زیست هیچ راه برگشتی ندارد. اما ماجرا از آنجا در دستور مسئولان رده بالای نظام قرار گرفت که کسانی از جنس خودشان همانند عیسی کلانتری و دیگران خطر این فاجعه زیست محیطی را اعلام کردند. ایرانی که دیگر وجود نخواهد داشت. نظام جمهوری اسلامی که همیشه در اتاق فکرهای خود از زیرکانه ترین ترفندها برای رفع بحران ها ، دست کم به شکل موقت ، بهره می گیرد این بار از همان روش هایی که در ابتدای این مقاله برشمردیم بهره گرفت. انداختن تمام تقصیر بر گردن مردم و ایجاد احساس گناه برای آنان که مسبب این همه کم آبی خود شمایید و البته تغییرات اقلیمی و کمی بارش هم مددرسان شده است. لذا حجم عظیمی از تبلیغات حکومتی به شکلی غیرمحسوس به راه افتاد. از ساخت انیمیشن هایی که مردم را در مصرف آب بی توجه و اسراف کار خطاب می کرد تا هشدارهایی هدفمند در فضای مجازی. جالب اینکه مردم هم خیلی زود پذیرفتند که مقصرند و بدینگونه جدل ها و بحث هایی فراگیر ایجاد شد. مردم در بهترین حالت در جستجوی روش هایی بودند که مصرف آب را کمتر می کند و با حالتی پیروزمندانه آن را به اسراف کاران یادآوری می کردند. به عنوان مثال قراردادن یک آجر در سیفون توالت برای اینکه حجم آبی که با یک بار سیفون کشیدن هدر می رود کمتر شود! اما آیا به واقع مشکل جلگه پهناور ایران در حد آب داخل سیفون یا دوش گرفتن و حتی شستشوی خودرو بود؟ با مروری بر آمار رسمی به مضحک بودن این ماجرا بیشتر پی خواهیم برد. طبق اعلام رسمی 92 درصد آب مصرفی در ایران در بخش کشاورزی ، 2 درصد در بخش صنعت و 6 درصد در بخش خانگی به مصرف می رسد. اما با این سهم ناچیز آب شرب ، بخش عظیمی از تبلیغات حکومتی مردم را خطاب قرار می دهد. گویی که اهمال آنان وضعیت آبی ایران را به این نفطه کشانده است. هرگز در رسانه ها و تبلیغات نمی بینیم و نمی شنویم که مسئولان بابت ایجاد صدهاهزار چاه عمیق غیرمجاز مورد بازخواست قرار گیرند. هرگز شاهد نیستیم که مسئولین به تکاپو افتاده باشند که بخش کشاورزی را ساماندهی کنند. جایی که برای تولید هر کیلوگرم هندوانه 300 لیتر آب به مصرف می رسد که با هیچ استاندارد جهانی همخوانی ندارد. (3) حاکمیت به خوبی می داند در چنین وضعیتی جلوگیری از هدررفت آب در کشاورزی عقب مانده و سنتی ایران و بستن چاه های بی رویه در واقع اعلام جنگی است با طیف بزرگی از مردم که به گونه ای از این روش امرار معاش می کنند. پس باز همان سناریوی زیرکانه کارآمد است. انداختن تقصیر بر گردن مردم و نشان دادن مداوم تصاویری از یک شخصی که در هنگام شامپو زدن در حمام شیر را نمی بندد! در چنین وضعیتی اگر هر فاجعه ای هم از سر کمبود آب در مملکت رخ دهد مردم بی تردید خودشان را مقصر خواهند دانست و به جان هم خواهند افتاد و حکومت هم به زعم خویش در گوشه گود با لبخندی شنیع ماجرا را نظاره گر خواهد بود. اگر تا اینجای مطلب هنوز فانع نشده اید که حکومت به سمتی حرکت می کند که در هر ماجرایی برای انحراف اذهان عمومی ، مردم را وارد ماجرا کند و خود آنها را مقصر قلمداد کند به موضوعی اشاره می کنم که در این روزها خیلی داغ است و کسی را یارای کتمان آن نیست. در فاجعه ای که در ساختمان پلاسکو رخ داد بسیاری از هموطنان داغدار و ناراحت شدند. چرا که این روزها با وجود رسانه های مجازی اخبار این فاجعه در کمترین لحظه در سراسر ایران و میان مردم دست به دست می شد. حاکمیت که می دانست در نهایت این مردم از مرحله عزاداری و اشک و زاری به مرحله پرسشگری هم خواهند رسید هوشمندانه کار خود را از ساعات ابتدایی و با بهره گیری از ارتش سایبری آغاز کرد. مردم به جان هم افتادند و دیگران را به خاطر تجمع در محدوده ساختمان پلاسکو و سلفی گرفتن ها شماتت کردند. کار به جایی رسیده بود که اخبار و عکس های مردم حاضر در صحنه بیش از اخبار اصلی پلاسکو دست به دست می شد. حتی بسیاری از اپوزیسیون داخل و خارج هم در این دام گرفتار آمدند. کاریکاتوریست های صاحب سبک هم بازی خوردند و به جای آنکه به ریشه اصلی رخداد بپردازند سوژه هایشان شد بی توجهی و اهمال مردم حاضر در محل حادثه. هرگز نمی توان برخی از رفتارهای زننده و زشت حاضران را توجیه کرد و چنین اموری در هرشکلی محکوم است. اما به واقع تجمع شدید مردم چند درصد عامل فاجعه پلاسکو بوده است؟ هر فرد غیرمتخصص و نابلدی هم می تواند بفهمد که این تاثیر بسیار ناچیز بوده است. اما بیایید از این ماجرا فاصله بگیرید. می بینید که ماجرا طوری هدایت شده بود که هنوز هم مردم بیش از آنکه شهردار و دیگر متولیان را مقصر بدانند سلفی گرفتن چند انسان نادان را عامل اصلی آن اتفاق ناگوار می دانند. این روش و ترفند حکومت جمهوری اسلامی گویا کارآمد بوده و باید انتظار داشت در آینده باز هم به روش های پیچیده تر و متنوع مورد استفاده قرار گیرد. در یک کلام آنها در هر ماجرایی که ممکن است به گونه ای موجب اعتراضات یا شورش های عمومی منجر شود یک کلام خواهند گفت: مردم ، خود شما مقصرید!

 

 

1-مصاحبه دکتر اسماعیل کهرم با پایگاه خبری-تحلیلی نامه نیوز
http://namehnews.ir/fa/news/272346
2- همان
3- http://www.mehrnews.com/news/3016533
 

 

 

 

Twitter icon
Facebook icon
LinkedIn icon
Google+ icon
YouTube icon
RSS icon
Share/Save

کاریکاتور روز